![]() |
![]() |
|
| به کوه میرویم تا بر خود غلبه کنیم، با طبیعت دوست شویم، و با خدا، آشناتر ..... |
|
توجه:(این اطلاعیه همواره در بالای صفحه ی وبلاگ قرار دارد، دوستان میتوانند سایر برنامه ها و گزارشات گروه را در قسمتهای پائین صفحه مشاهده کنند.) اطلاعیه:گروه گوهنوردی خولک از بین علاقمندان عضو میپذیرد. شرایط عضویت : 1: به همراه داشتن کارت بیمه ورزشی (کوهنوردی) 2: پذیرفتن و پیروی از تمامی اصول و مواد اساسنامه ی گروه 3: هماهنگی با گروه، بخصوص سرپرست، دبیر، کادر فنی و سایر عوامل گروه 4: پایبند بودن به گروه و تلاش در راستای اهداف آن 5: برای افراد زیر ۱۸ سال، اجازه نامه ی کتبی والدین الزامی میباشد 6: حق عضویت ماهیانه ۵۰۰۰ تومان. (توجه: این مبلغ جهت خرید وسایل و هزینه های خود گروه میباشد. وهزینه ی هر برنامه به مقتضای آن جداگانه است).
تلفنهای تماس:(۰۹۱۵۸۴۰۰۶۰۲ـ۰۹۳۶۸۶۸۳۳۲۸)
سبز و پیروز باشید اهالی خولک |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 12:2 توسط اهالی خُولُک |
|
|
به اطلاع هیئت اجرایی صعود قلم میرساند، رای پیشنهادی گروه کوهنوردی خولک باغران میباشد.
با تشکر، اهالی خولک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 21:19 توسط اهالی خُولُک |
|
|
گزارش تصویری:
زمان و مکان برنامه: جمعه، 25 فروردین 1391، دشت بالای لوچو، کنار دو درخت بنه
بقیه عکسها در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 18:34 توسط اهالی خُولُک |
|
|
مختلف درباره ی کوه، کوهنوردی، و برخی فرعیات آن:
در (اورست)، از کمپ ۳ به بعد، کوهنوردان وارد (منطقه ی مرگ) میشوند. در ارتفاع ۲۶ هزار پایی، کوهنوردان در هر ساعت، ۱ لیتر از آب بدن خود را از طریق تعریق و تنفس از دست میدهند. که این باعث سرگیجه و آشفتگی ذهن میشود. در این ارتفاع، هوایی که تنفس میشود کاملا خشک است، و خیلی زود آثار کمبود مایعات بدن نمایان میشود. که از جمله، (پائین آمدن دمای بدن و سرما زدگی) میباشد. همچنین میزان اکسیژن در این ارتفاع، یک سوم سطح دریاست، و هر کوهنورد، بعد از کمپ ۳ و در منطقه ی مرگ تا قله، حداقل نیاز به ۳ کپسول هوا دارد، و در هر دقیقه، ۴ لیتر اکسیژن مصرف میکند. در اورست، (آبشار یخی) بیشتر از همه، کوهنوردان را به کام مرگ کشانده است. طولانی ترین رشته کوه، با ۶۴ هزار کیلومتر، (در اقیانوسها) قرار دارد. (راسل برایس)، راهنما و لیدر کهنه کار گروههای صعود به اورست. (دیوید تیت)، بازرگان ۴۸ ساله ی بریتانیایی، افسانه ی زنده ی صعود، با ۱۲ صعود ثبت شده به اورست. او میگوید: من بخاطر (اعتماد به نفسی) که به من میدهد، به فتح اورست میروم. او همچنین قصد داشت برای اولین بار، از ضلع شمالی صعود کرده و از ضلع جنوبی به پائین بر گردد. (متاسفانه از ادامه ی فعالیتهای او خبری در دست نیست). کوه (آیگر) در جنوب سوئیس، از نظر صعود، از سخت ترین کوههاست. (صخره ی مرگ) در این کوه، از سال ۱۹۳۵ تا کنون، جان حداقل ۶۰ نفر را گرفته است. هیچ سالی نیست که کسی در اورست نمیرد. حدود ۲۰۰ جسد هنوز در زیر یخها و برفها مدفون هستند. همچنین، روز فتح قله، روزیست که بیشتر کوهنوردان در آن جان میبازند. همچنین تحقیقات نشان داده است که کوهنوردان بالای ۶۰ سال، ۳ برابر بیشتر جان میبازند. فاتحان اورست، در راه برگشت، ۴ برابر بیشتر در معرض خطر هستند. کوهنوردان، گاهی حتی تا (۶۰ هزار دلار) برای رفتن به اورست هزینه میکنند. تا کنون، حدود ۳ هزار کوهنورد توانسته اند اورست را فتح کنند، اما از بین آنان، فقط (۲۵۰ نفر) توانسته اند بدون استفاده از کپسول اکسیژن به قله برسند. کمبود اکسیژن در ارتفاع، میتواند در عرض ۱۰ دقیقه شخص را به (کما) ببرد. در ارتفاعی که کوهنوردان برای تنفس از کپسول هوا استفاده میکنند، هر گونه معطل شدن اضافه، میتواند به قیمت جانشان تمام شود. در ارتفاع بالا، بعلت غلظت خون، (که دلیل آن، ساخت زیاد گلبولهای قرمز خون است)، احتمال حمله ی قلبی و سکته ی مغزی، ۲ برابر میشود. در این ارتفاع، برای پمپاژ خون غلیظ، ضربان قلب به ۲۰۰ بار در دقیقه افزایش می یابد. و هر کوهنورد، در هر روز، ۱۵۰۰ کیلو کالری میسوزد. در اورست، کوهنوردان گاهی به ۱۰ هزار متر طناب نیاز پیدا میکنند. در ضلع جنوبی اورست، آخرین مانع قبل از قله، صخره ی (هیلالی) هست، که ۱۵۰ متر پائین تر از قله قرار دارد. و تقریبا از هر ۳ نفر، فقط (۱) نفر به قله دست می یابد. (مارک اینگلز) اولین مرد بدون پاست که به اورست صعود کرد. (با پاهای مصنوعی) ۴۱ آتشفشان فعال در کانادا وجود دارد، که فعالترین آنها، قله ی (آگاستین) است. هر چه دوره ی خاموشی آتشفشانها بیشتر شود، شدت فعالیت بعدی آنها بیشتر میشود. حجم آب پس از یخ زدن، ۹٪ افزایش می یابد. ( دلیل جدا شدن برخی سنگها، و ریزش آنها از کوهها، همین پدیده است ). یخچال (آلدج) در جنوب سوئیس، بزرگترین رودخانه ی یخی جهان است. میگویند این یخچال، ۲۷ میلیارد لیتر آب را در خود جای داده است. شهر (هیلالتو) در بولیوی، مرتفع ترین شهر جهان است. شیلی ۳ هزار آتشفشان دارد، که ۵۰۰ آتشفشان از آنها فعال هستند. آبشار آنجل در ونزوئلا، که توسط جیمز آنجل (خلبان) کشف شد، با ۹۷۹ متر، بزرگترین آبشار دنیاست. برای فعالیتهایی که نیاز به استقامت بالا دارند، غذاهای دارای کربوهیدراتها، بهترین نوع غذاها هستند. از جمله (نان، سیب زمینی، ماکارونی و ....) گوشت باعث بهتر رسیدن اکسیژن به خون، و جریان بهتر آن در رگها میشود. هنگام فعالیت، خوردن تنقلات، و یا خوردن غذا به صورت تنقلاتی، به جای غذای کامل بهتر است. زیرا با خوردن غذای کامل، بلافاصله مقدار زیادی خون به طرف معده سرازیر میشود. (برای انجام عمل هضم غذا) و این باعث تمرکز انرژی در این ناحیه، و کم شدن آن در سایر نقاط بدن میشود. دمای عادی بدن انسان ۳۷ درجه است، و این دما، حتی اگر ۱ درجه به مدت طولانی زیاد شود، ممکن است منجر به مرگ شخص شود. گرمای شدید، باعث غلظت خون میشود. دویدن باعث میشود پاهای ما، وزنی معادل ۳ برابر وزن بدنمان را تحمل کنند. همچنین با هر بار پریدن، این فشار، به معادل ۱۰ برابر وزن بدنمان میرسد. (رباطها)، مقاومتی ۲ برابر الیافهای نایلونی دارند. همچنین میتوانند قبل از از بین رفتن، فشاری معادل ۷ تن را تحمل کنند. استقامت در برخی فعالیتها، به چگونگی استفاده از (چربی، گلوکز، و آدر نالین) موجود در بدن بستگی دارد. بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 19:38 توسط اهالی خُولُک |
|
|
برخی از دیگر برنامه های گروه:
۱: ۱۶ خرداد، صعود به تفتان، همراه دوستان گروه دانشگاه س و ب ۲: ۲ تا ۴ آذر، شرکت در اولین همایش پاکسازی تفتان (گزارش در وبلاگ هیئت) ۳: ۱۵ دی، صعود به تفتان. (از سری برنامه های انتخابی تیم استان برای صعودهای بلند) (گزارش در وبلاگ هیئت) ۴: ۶ و ۷ بهمن، صعود به تفتان از منطقه ی سنگان. (از سری برنامه های انتخابی تیم استان برای صعودهای بلند) (گزارش در وبلاگ هیئت) ۵: ۲۳ بهمن، صعود به تفتان، همراه دوستانی از اصفهان ۶: متاسفانه بخاطر برخی ناهماهنگیها، عضوی از این گروه که باید در ۲۷ بهمن ماه در برنامه ی صعود به جوپار کرمان (سری برنامه های انتخابی تیم استان برای صعودهای بلند) حضور میداشت، از این برنامه جا ماند. ۷: ۳۰/۱۲/۹۰ تا ۷/۱/۹۱، برنامه ی سنگنوردی طبیعت در اطراف جاده ی زاهدان به بم همچنین بعضی از برنامه های گروه، به دلیل برنامه های فوق، و برخی برنامه های دیگر که توسط هیئت کوهنوردی استان تدارک دیده شده اند، کنسل شده اند.
با تشکر، اهالی خولک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 18:13 توسط اهالی خُولُک |
|
|
برنامه های هفتگی گروه:
گروه هر هفته جمعه ها، صبح زود به منطقه ای در ۲۰ کیلومتری جاده ی زاهدان به خاش، به نام لوچو میرود. لوچ در زبان بلوچی به معنی لخت میباشد، و از آن رو که این منطقه، کوههایی صخره ای و یک دست و فاقد پوشش انبوه گیاهی دارد، که در بغضی نقاط تقریبا لخت هستند، نام لوچو را به این منطقه داده اند. منطقه ی لوچو دارای چندین قله میباشد، که حد وسط آنها از سطح دریا، ۲۳۰۰ متر ارتفاع دارد، و سایر قلل، از این قله اندکی مرتفع تر و یا کوتاه تر میباشند. اکثر کوههای این منطقه از جنس گرانیت هستند، که در بعضی نقاط، لایه ای از پیریت هم بر روی آنها دیده میشود. این منطقه به چند دلیل برای کوهنوردان حائز اهمیت است، از جمله تنوع و گوناگونیی که در این منطقه وجود دارد. و مهمتر اینکه این تنوع شامل همه چیز میشود: چشمه ها و آبهای جاری، درختانی همچون بنه و انجیر وحشی، درختچه هایی همچون گز، گیاهان خوشبویی همچون پونه و غیره، گیاهان دارویی، نی، و گونه های مختلف دیگری از انواع گیاهان. خزندگانی همچون سوسمار، آفتاب پرست، لاک پشت و مار. پرندگانی همچون گنجشک، دارکوب، تیهو و ...... مهمترین تنوع در فرم خود کوهها میباشد. وجود دره ها، کوههای صخره ای و تپه ای، و وجود دیواره های سنگی مرتفع، امکان هر نوع فعالیت را برای کوهنوردان مهیا کرده است. تمامی این تنوع و زیبائیها دست به دست هم داده، و مکانی بکر و دلکش را تشکیل داده اند، و هر هفته عده ی زیادی از کوهنوردان و طبیعت دوستان را به سوی خود میکشانند. به امید دیدار دوستان در لوچو
بقیه عکسها در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 10:5 توسط اهالی خُولُک |
|
|
برنامه های گروه، در ماه مبارک رمضان ۱۳۹۰: با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، تصور بر این بود که نمیشه کوهنوردی کرد، بخصوص با گرمای شدید هوا. اما تصور این که تا یک ماه دیگه قید کوه رو بزنیم، هم کمی سخت بود، هم دور از وفا. به هر حال بالآخره،بعد از کمی فکر کردن، و مشورت با دوستان گروه فرهنگ، بخصوص جناب آقای کیخایی، تصمیم گرفتیم ماه رمضون هم بریم کوه. با این تفاوت که به جای صبح، عصر بریم، که هم هوا خنکتر بشه، هم تا افطار فاصله ای نباشه. وقتی عصر رسیدیم اونجا،به طرز عجیبی، انرژیی که در طول روز از دست داده بودیم برگشت. طوری که با سرخوشی و سرحالی، تا قله هم میرفتیم. البته تشنگی و ضعف عمومی بدن بجای خودش بود، ولی بر خلاف تصورمون، طوری نبود که کاملا از دست وپا بندازدمون، و یا توی روحیه مون تاثیر بذاره. چیزی که بود،کوله پشتی با خودمون نمیبردیم،چون نیازی هم نبود.فقط کمی آب میبردیم که اگه بین راه افطار بشه،بتونیم همونجا افطار کنیم.از اینجا هم طوری حرکت میکردیم که وقتی دوباره تا پایین بر میگشتیم، افطار میشد و همونجا افطار هم میکردیم و بعد برمیگشتیم. در ضمن، عصر لوچو هم حال و هوای خودشو داره. به همنوردانی که تا حالا عصر نرفتن، پیشنهاد میکنیم یه بار هم که شده برن.
با آرزوی سلامتی و خوشبختی برای تمامی همنوردان عزیز، بخصوص اهالی خولک
بقیه عکسها در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 12:15 توسط اهالی خُولُک |
|
|
اولین صعود گروه کوهنوردی خولک، به قله ی تفتان:
گروه در ظهر پنجشنبه، ۵ خرداد ۱۳۹۰، متشکل از ۱۴ نفر، (۹نفر خانم و ۵ نفر آقا)، به وسیله ی سه دستگاه اتومبیل سواری، راهی تفتان شد. برنامه ی گروه به این صورت بود که بلافاصله بعد از رسیدن به اردوگاه، راهی شده و تا عصر خود را به پناهگاه برسانیم، شب را در پناهگاه مانده و صبح زود روز جمعه به طرف قله حرکت کنیم، و به همین صورت برگشته و تا ظهر خود را به اردوگاه برسانیم و راه برگشت به زاهدان را در پیش بگیریم. اما تمامی این برنامه ریزیها بهم خورد، زیرا به محض خروجمان از شهر، هوا شدیدا بارانی شده و شروع به باریدن کرد، وتا خود اردوگاه، به صورت نه کاملا یکنواخت ادامه پیدا کرد. در بین راه بارندگی گاهی خیلی شدید میشد، طوری که سرعتمان را به نصف کاهش میداد. در اطراف جاده و در مسیر رودخانه ها و از روی کوهها جاری میشد. همه ی اینها، در کل برایمان زیبا و جذاب بودند. بعد از رسیدن به اردوگاه، هوا را مساعد صعود ندانستیم. بخصوص که از طرف دوستان امداد و نجات، اخبار خطرناکی از صاعقه زدگی در همان حوالی دریافت کردیم. پس ترجیح دادیم حرکتمان را به صبح روز بعد موکول کنیم، البته اگر باران بند می آمد. شب بعضی از دوستان زود خوابیدند، بعضی دیگر هم سرگرم طرح کردن معما برای همدیگر بودند، و بعضی از دوستان هم که دانشجوی رشته ی هنر بودند، نقاشی میکشیدند و طراحی میکردند. خوشبختانه باران قبل از نیمه شب بند آمد و ما حدود ۵ صبح حرکت کردیم. بارندگی شب و روز قبل، به زیبایی همیشگی مسیر افزوده بود. آبهای جاری جاری تر شده بودند، هوا پاکتر و مطبوع تر شده بود، عطر گیاهان در بعضی نقاط فضا را پر کرده بود،پرندگان سرمست شده نغمه خوانی میکردند، و تنهایی یا در دسته های خود، به این سو و آن سو می پریدند. بسیاری از پرندگان هم گنجشکهای خود را تازه از لانه بیرون آورده، به آنها آموزش پرواز میدادند. بعضی از این جوجه ها در کنار ما، روی بوته ها، سنگها و یا روی زمین می افتادند، طوری که اگر کمی تلاش میکردی، میتوانستی آنها را با دست بگیری. به صورت آرام و یکنواخت میرفتیم، نمیخواستیم فقط صعود کنیم، بلکه میخواستیم لذت هم ببریم. متاسفانه از آنجایی که به دلیل بارندگی، برنامه ی گروه تغییر کرده بود، دو نفر از دوستان که برای بعدازظهر جمعه برنامه ی قبلی داشتند، مجبور شدند از نیمه ی راه برگردند تا به برنامه های خود برسند. حوالی ساعت ۹ به پناهگاه رسیدیم، صبحانه خوردیم و حدود یک ساعت آنجا معطل شدیم. از آنجایی که احتمال بد شدن هوا بود، به تمامی دوستان این اختیار داده شد که از بین صعود به قله، و ماندن در پناهگاه، یکی را انتخاب کنند. دو نفر از خانمها، و یک نفر از آقایان تصمیم به ماندن گرفتند و بقیه راهی شدیم. در بین راه، گاهی به گروههایی که از قله بر میگشتند، بر میخوردیم. هنوز به قله نرسیده بودیم که چهره ی هوا تغییر کرد، و کم کم ابرهایی پدیدار شدند. از طرف سرپرستی گروه به سایر همنوردان ابلاغ شد که در صورت بدتر شدن هوا و شروع باران، یا بروز رعد و برق، تمامی دوستان باید بلافاصله و بدون چون و چرا، راه برگشت را در پیش بگیرند، حتی اگر فاصله تا قله فقط صد متر باشد. به قله رسیدیم. بالای قله هنوز کمی برف یخ شده وجود داشت. به محض رسیدنمان به قله، به یکباره هوا بدتر شد، آسمان کاملا پوشیده از ابر شده و صدای رعد از اطراف، بخصوص از ضلع شمالی به گوش میرسید. فقط یکی دو عکس گرفته و سریعا راه برگشت را در پیش گرفتیم. چهره ی هوا به طرز خطرناکی تغییر کرده بود و صدای رعد همچنان شنیده میشد. ساعت ۲ به پناهگاه برگشتیم،و خوشبختانه تا قبل از رسیدنمان بارندگی شروع نشد. در پناهگاه، صحبت بر سر برگشتن به پائین بود، اما با دیدن چهره ناپایدار هوا، مصلحت چنین اجازه ای نمیداد، بخصوص که آسمان پائین دره و حوالی اردوگاه، کاملا سیاه و متشنج به نظر میرسید. با تماسی که با دوستان امداد و نجات در پائین داشتیم، مطمئن شدیم که وضعیت هوا اصلا مساعد نیست و تصمیم قطعی به ماندن گرفتیم. تقریبا نیم ساعت بعد، ابرهای باران زا بالای سر ما رسیدند، بارندگی شروع شد و تا دم غروب ادامه پیدا کرد. به این صورت، امشب در پناهگاه ماندیم و صبح زود به طرف پائین حرکت کردیم. بعد از رسیدن به اردوگاه، حدود یک ساعت منتظر رسیدن وسایل نقلیه مان شدیم. در این بین، دوستان مشغول تدارک چای و صبحانه شدند. به محض رسیدن ماشینها، حرکت کردیم، و حدود ظهر، در دانشکده ادبیات پیاده شده، از همدیگر خداحافظی کردیم و دوباره، روز از نو، روزی از نو ............. نکته: (هر راه سخت، با همراهان خوب آسان میشود) با آرزوی سلامتی و خوشبختیبرای تمامی همراهان خوب
عکاس: هما بازدار بقیه تصاویر در ادامه مطلب پیشاپیش به خاطر وقفه ای که در آپلود عکسها پیش آمد و همچنین کیفیت پائین عکسها عذرخواهی میکنیم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 12:19 توسط اهالی خُولُک |
|
|
افتتاح وبلاگ گروه کوهنوردی خولک را به اعضای این گروه تبریک عرض می نماییم.
لطفا با نظرات و پیشنهادات خود ما را یاری نمایید.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت 11:44 توسط اهالی خُولُک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
خُولُک یک کلمه ی بلوچی، و به معنی قله است. همچنین به معنی بلندترین نقطه ی هر چیز، که بالاتر از آن نقطه ای نباشد.
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 فروردین 1391 بهمن 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 |
|
RSS
|